|
كجايي؟؟ |
|
روزی به قصد دانستن جای تو از همه پرسيدم: كجاست؟ زمين گفت: من هم منتظرم، هر چه مي گردم نمي يابم. آسمان گفت:چشمان من چنان بر زمين دوخته است، تا اگر آمد چكه چكه بسرايمش. دريا گفت: هر روز به چشمان آسمان خيره ام، تا اگر آمد موج موج خبر آمدنش فرياد كنم. درخت گفت: قد مي كشم تا اگر آمد، برگ برگ راه آمدنش مهيا سازم. و من به خود گفتم: كجاست؟ همه منتظرند، پس من هم مي نويسم تا اگر آمد، واژه واژه
همه احساس حيات را برايش افشا كنم.
|


در راستاي ترويج فرهنگ ناب محمدي و مذهبي تشيع کپي برداري از مطالب سايت آزاد ميباشد .